۱۳۹۶ مرداد ۲۴, سه‌شنبه


نکته مهم دیگر نحوه  توصیف شکست عملیات در سند شماره ۳۶۲ است که غیبت یک رابط، توانسته کل ماجرا را به شکست بکشاند . هیچ گونه خشونت یا درگیری  خاصی گزارش نمیشود. یعنی کل عملیات محیر العقول بالاتر از خطر آژاکس طراحی شده توسط سازمانهای اطلاعاتی ام ای ۶ و سیا با تاخیر یک نفر سر قرار باطل شد. عملیاتی که در ساعت ۱۱:۳۰ شب آغاز و در ساعت ۲:۳۰ صبح با اعلام شکست و مخفی شدن عوامل پایان یافت. آیا به راستی عملیات آژاکس انچنان که  ادعا شده از نظر نظامی بزرگ بود؟

آیزنهاور در ۱۱ جون اجرای عملیات را تصویب میکند و تیم عملیات برای آمادگی و اجرا فقط یک ماه و نیم فرصت داشتند. گزارش کامل و شرح ساعت به ساعت ماجرا در روز ۲۵ مرداد را میتوانید در فصل ۶ گزارش رسمی  سیا* بیابید. در آنجا نیز خبری از مقاومت و درگیری نیست. قسمت جالب این گزارش  فصل ۱۴ (پیوست D) است که در مورد نیروی نظامی در خدمت عملیات است. در چند جای این گزارش تاکید شده که سیا هیچ گونه تجهیزات نظامی برای اجرای عملیات در اختیار ندارد (بندهای ۱ و ۲ و ۴ و ۵ همچنین در بند ۲ اقرار میکند که سیا از آمادگی لازم بسیار بدور بود) و تنها امیدواری آنها همکاری افسران وفادار به شاه است که اکنون زیر فرمان مصدق و تیمسار ریاحی (رییس ستاد) هستند. تنها نیروی نظامی در اختیار زاهدی محدود است به سربازان گارد شاهنشاهی و افرادی در پلیس و گمرک و او امیدوار است بتواند از کرمانشاه نیروهای کلنل تیمور بختیار را هم به تهران بخواند (بند ۸)**.

تیم عملیات بلاخره با سه کلنل (اخوی، زند کریمی و فرزانگان) ارتباط برقرار کنند ولی کنار کشیدن یکی از آنها برای شکست عملیات کافی بود چون جایگزینی نداشتند (ظاهرا اخوی کنار کشید ؟؟). عملیات شامل تسخیر پنج پادگان نظامی در تهران بود (علی رغم نا کافی بودن نفرات و تجهیزات) که اکنون تحت فرمان مصدق بودند. قسمتهای دیگر عملیات شامل دستگیری افراد (مطابق لیست از پیش تعیین شده) و حفاظت از مراکز مهم دولتی بود.

 حال سوال اینجاست که چه کسانی در طول این ۶۰ سال بر طبل بزرگی این عملیات و پررنگ کردن نقش نظامی امریکا کوبیدند؟ طبیعی است که اول از همه خود آمریکاییها که با ختم به خیر شدن ماجرا جلوی آبروریزی سیا و ام ای ۶ را گرفتند. دوم طرفداران مصدق و توده ایها برای مظلوم سازی از مصدق و سرپوش گذاردن بر خطاهای ایشان***. همچنین انحراف افکار عمومی از آشوبی که خودشان برای تغییر حکومت در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد به راه انداختند تا به این ترتیب تقصیرها را به گردن عوامل امریکا و شاه بیاندازند.

*CIA Clandestine Service History, "Overthrow of Premier Mossadeq of Iran, November 1952-August 1953," March 195, by Dr. Donald Wilber (http://nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB28/)

** احتیاجی به آنها نشد. روز ۲۸ مرداد به سمت تهران آمدند. هنگامیکه به همدان درآمدند، حزب توده در حال تشکیل گروه مقاومت بود که همانجا سرکوب شدند  (فصل ۸ بند ۷۳). همچنین از اقدام به هنگام گروه "فداکاران آذربایجان" وفادار به شاه در تسخیر ساختمان رادیو وجلوگیری از تبدیل تبریزبه سنگر مقاومت حزب توده نیز بسیار ارزشمند بود.

*** تلاش برای تغیر رژیم اگر از طرف فردی خارج از سیستم باشد، "انقلاب" و اگر از طرف فردی از سران نظام باشد "خیانت" نامیده میشود.
آیا واقعا مشکل مصدق با اصل بودن یا زمان دریافت نامه عزل بود؟ نگاهی دوباره به سند شماره ۳۶۲ از سری
 "FOREIGN RELATIONS OF THE UNITED STATES, 1952–1954, IRAN, 1951–1954, VOLUME X"

در ۸ آگوست نشریه حزب توده از نهایی شدن کودتا خبر میدهد [فاز ۱ بند ۱۰]
شاه در ۱۱ آگوست به رامسر میرود و در ۱۳ آگوست "فرمان" را امضا میکند و به وسیله کلنل نصیری (فرمانده گارد شاهنشاهی ) به تهران میفرستد [بند ۱۱ و ۱۲]
در ۱۴ آگوست حزب توده که نقش اصلی در تهیه اطلاعات برای مصدق داشته , جزئیات بیشتری از نقشه را فاش میکند و مصدق به ستاد ارتش دستور آماده باش میدهد. [بند ۱۴]

در ۱۵ آگوست (۲۵ مرداد) کلنل نصیری فرمان عزل مصدق را در خانه مصدق تحویل میدهد ولی  خود اندکی بعد بازداشت میشود. قرار بود همزمان گارد شاهنشاهی چند مرکز حساس شهر مثل ساختمان رادیو, پاسگاه های پلیس و... را اشغال کنند ولی ظاهرا افسر رابط که تمایلات توده ای داشته اجرای نقشه را مختل میکند و برنامه با شکست مواجه میشود [بند ۱۵]

از روی این اخبار میبینیم که مصدق  از یک هفته قبل در جریان برکناری خود بوده و حتا خبر قطعی آنرا از یک روز جلوتر دانسته بود و ستاد ارتش را برای سرکشی از پذیرفتن فرمان آماده کرده بود. بنابر این ایراد گرفتن از ساعت دریافت , نحوه ارسال و ... بهانه است. در حقیقت او برای دریافت فرمان عزل, لحظه شماری میکرد تا بتواند با این بهانه وضیعت سیاسی کشور را به نقطه بدون بازگشت برساند. 

مصدق به خوبی از برکناری خود آگاه بود ولی به جای مینیمم کردن تنش با شاه (در فرصتی که داشت) بلعکس در جهت ماکزیمم کردن تنش اقدام کرد. در همین گزارش آمده است که چگونه میلیشیای حزب توده بلافاصله از فردای ان روز به صورت سازماندهی شده مراکز حساس شهر را اشغال کردند و خبر از تغییر رژیم میدادند و مصدق هم برای اینکار "Regency Council" یا شورای نیابتی (؟) تشکیل داد.
بررسی اتفاقات روز ۲۸ مرداد  از روی  یکی از اسناد تازه منتشر شده.. به عنوان مثال در سری اسناد جدید
"Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X"
سند شماره ۳۶۲ در مورد چگونگی شکل گیری طرفداران شاه در صبح ۲۸ مرداد آمده است که:

در روز ۲۸ مرداد (۱۹ آگوست) دسته های شورشی در جنوب شهر با شعار زنده باد شاه و مرگ بر مصدق خائن تشکیل میشود* و بازار را به تعطیلی میکشانند. اینها به سرعت مورد پشتیبانی سایر مردم که از سیاستهای مصدق به خصوص در بال و پر دادن به کمونیستها و حزب توده ناراضی بودند قرار میگیرند. در این بین نیروهای پلیس در همدردی کامل با آنها بودند و  آنها را همراهی میکردند. [فاز ۲ بند ۸]

با شنیدن این خبر, مصدق رییس پلیس را برکنار میکند و دستور میدهد ارتش با تانک !!!! و ماشینهای زرهی وارد عمل شوند**. ارتش در برخی نقاط به روی مردم آتش گشود ولی در بسیاری موارد نیروهای ارتش, با دیدن مردم طرفدار شاه, از دستور سرپیچی کردند و خود نیز به صف مردم طرفدار شاه پیوستند. با این خیزش مردمی, زاهدی توانست در ساعت ۲:۳۰ عصر خود را به ساختمان رادیو برساند و اعلام کند که مطابق "فرمان" شاه، مصدق از مقام خود برکنار شده است و ادامه کار او غیر قانونی است....[همان ]

* سند این افراد را اجیر شده نامیده ولی از میزان و رابط آن سخنی به میان نیاورده است.پولی که به آنها رسیده بعید است از همان منبعی باشد که کرمیت روزولت در روز ۲۵ مرداد هزینه کرده.

** در نظر داشته باشید که پایتخت دو روز در اختیار توده ایها بود, مجسمه ها را پایین کشیدند به ادارات دولتی تعدی کردند, اعلام سرنگونی پهلوی و تاسیس جمهوری (از نوع کمونیستی ) کردند [فاز ۲ بند ۱ ] ولی هیچ کسی مانع  آنها نمیشد چون در خدمت مصدق بودند.

 مصدق حتا تا آنجا پیش رفت که به پیشنهاد حزب توده [کیانوری] برای مسلح کردن میلیشیای حزب به ۱۰،۰۰۰ قبضه اسلحه [ فاز ۲ بند ۷] جواب مثبت داد !!!! [فاز ۲ بند ۸]  ولی دیگر دیر شده بود.